و عبور باید کرد...

بایگانی

تقدیمی...

چهارشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۴۱ ب.ظ

دست می دهی و لبخند می زنی و خداحافظی می کنی. تا دم در بدرقه ات می کنم. جلوی در می ایستم تا کفش هایت را بپوشی. چشم از تو برنمی دارم. از پله ها که پایین می روی برمی گردی و باز خداحافظی می کنی و من باز چشم از تو برنمی دارم تا ناپدید شوی. هنوز نرفته ای و دلتنگت می شوم. دلتنگ تمام خوبی هایی که خدا در تو جمع کرده و نصیب منی کرده که هنوز متحیر از این لطف بیکرانش هستم. از وقتی عقد کرده ایم یا کنار هم بوده ایم یا خیلی دور از هم. عادت نکرده ام همین نزدیکی باشی و پیش هم نباشیم. عادت نکرده ام همین تهران باشی و کنار هم نباشیم. چه نزدیکیم و چه دوریم از هم.

الحمدلله رب العالمین...

خدا را شکر که دارمت...

حرف پست قبلی پس گرفته می شود...

۹۴/۰۸/۰۶
مانا

نظرات  (۸)

۰۹ آبان ۹۴ ، ۱۸:۲۸ ابوالحسن جعفری بلالمی
خدا رو شکر
۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۴ ابوالحسن جعفری بلالمی
سلام خوبید ؟

مطلبی وجود داره درمورد مادر خوش حال میشم شما هم بخونیدش .

ارادتمند : ابوالحسن ج

در پناه حق .
برا زندگی منم دعا کن
۱۳ آبان ۹۴ ، ۱۷:۳۰ محمد جواد حیدری پرچکوهی
:)
۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۹:۵۴ بهنام جعفری بلالمی
عادت نکرده ام
همین جا باشم
همین نزدیکی
همین کنار اتوبان همت
همین اتوبان آزادگان...
یعنی همین یک ربع بیست دقیقه فاصله
همین جا باشم و نبینمت.
عادت نکرده ام و دلتنگ می شوم و عادت نمی کنم!
عادت نکرده ام و نمی توانم به کار هایم برسم... .
عادت نکرده ام و نمی توانم تحمل کنم دوری ت را... .
اصلا بگویم نمی خوام تحمل کنم!
۲۱ آبان ۹۴ ، ۱۷:۵۳ خارج ازچارچوب
هزارجور آرزو و دعای خوب برای شما دو نفر دارم.
۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۶:۲۲ پلک شیشه ای
:)

عاشقانه هاتون مستدام.
ان شاءالله وصل شیرین تون به زودی های زود
۰۲ آذر ۹۴ ، ۱۲:۲۶ زهره سعادتمند
عاشقانه هاتون برقرار و جون دااار. 
شادم از آرامش و خوشبختی تون زهرا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">