و عبور باید کرد...

۶ مطلب در مهر ۱۳۸۸ ثبت شده است

وقتی دلم از هرم حضور "او" در لحظاتم می سوخت و ضربان قلبم هم آهنگ با لرزش اشک در چشمانم می تپید...معنای زنده بودن و جان داشتن را فهمیدم...

۲ نظر ۲۴ مهر ۸۸ ، ۱۸:۲۱
مانا