و عبور باید کرد...

بایگانی

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۱ ثبت شده است

خیلی وقته ننوشتم...دیگه نوشتن از یادم رفته...حالا هر کی ندونه فک می کنه خیلی دست به قلمـــِ خوبی داشتم...نویسندگیـــِ وبلاگیـــِ دیگه...لا اقل می شه یه دفتر ِ احساست ُ خاطرات، که هر از گاهی بشه بهش سر زد ُ سیر کرد تو حال ُ هواهای به تاریخ پیوسته !
چند روزه دارم کرج زندگی می کنم...یکی دو پیچ وُ دو سه تا کوچه پس کوچه که از خونمون رد کنیم می شه اون جایی که هفت سالـــِ پیش زندگی می کردیم...17 ساله بودم ُ دوره ی پیش دانش گاهیموُ می گذروندم...دارم خاطراتـــِ روزهایی که این جا بودم روُ مرور می کنم...روز های 17 سالگی...خاطراتـــِ 17 سالگیـــِ یه دختر ِ 17 ساله که هفت ساله تو 17 سالگیش مونده...بزرگ تر نشده...و خدا می دونه این توقفـــِ زمان تا کی ادامه پیدا می کنه...

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۱ ، ۰۸:۲۸
مانا

چند روزه به اصطلاح کنکورم رُ دادم...چند روزه انگار بار ِ بزرگی رُ از دوشم برداشتن...هر چند که امید ِ زیادی به قبول شدن ندارم...چند روزه فکر ِ بیهوده وُ بیکار وُ بی ثمر تو خونه گشتن افسرده ام کرده...چند روزه بغض گلومو ُگرفته...چند روزه نگرانی اومده سراغم...چند روزه خیلی رفتم تو حســـِ حال وُ آینده...چند روزه می خوام گریه کنم...چند روزه مات وُ مبهوتم که خدایا من چی کار باید بکنم؟ چه کاری از دستم بر می آد؟ با کیا باید آشنا شم؟ سراغـــِ کیا باید برم؟ چه کتابا وُ نوشته ها وُ مقاله هایی رُ بخونم؟ کجا برم دنبالـــِ کار؟ کجا برم دنبالـــِ فعالیت هایـــِ مثلن فرهنگی؟ کجا برم تا چیزی یاد بگیرم؟ چند روزه خیلی دل گیرم...

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۱ ، ۱۸:۴۴
مانا

بدون هیچ مقدمه ای

به زودی !

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۱ ، ۱۵:۴۱
مانا