و عبور باید کرد...

بایگانی

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

دیروز که اومدم بیرون از خونه و از جدول کنار خونه امون که پر از برف شده بود رد شدم...نا خود آگاه رفتم به زمستان حدود ده سال پیش و قبل تر از اون...توی این ده سالی که از دیار خیلی برف خیز یعنی مشگین شهر جدا شده بودم و البته خیلی هم خوشحالم ! با بارش برف در این حد رو به رو نشده بودم...قدم زدن روی برف چند سانتی و شنیدن صدای نرمش اون زیر قدم ها حس خیلی خوبی بهم داد و من رو دلتنگ زمستان سال ها قبل کرد...اما فقط این احساس لذت همین چند لحظه بود و بعد از اون آنچنان سرما غلبه کرد که شروع کردم به لعن و نفرین کردن به زمستان و جد و آبادش ! همه ی چیزهایی که توی زندگی من رو آزار می دن یک طرف و احساس سرما و هوای سرد و یخبندان هم یک طرف.
به خاطر همین بیزاری از هوای سرد و اذیت شدن از هوای سرده که فکر نمی کنم هیچ وقت بتونم تجربه ای مثل تجربه ی دیروز داداشم و آبجیم رو داشته باشم.

دیروز تو خیابون به خاطر سرمای خیلی زیاد داشتم گریه می کردم ! یعنی در این حد ! خدایا به فریاد اون هایی که به هر نحوی امکان گرم کردن خودشون رو تو این هوای یخبندان ندارن برس !






تازگیا به این نتیجه رسیده بودم که اگه صبح تا نه ده نخوابم و زود تر بیدار بشم حتما در طول روز از کارهام عقب نمی افتم اما چند بار که صبح زود بیدار شدم و تا ساعت نه ده به جای درس خوندن یا انجام کارهام ،کارهای الکی و وقت تلف کن انجام دادم به این نتیجه رسیدم که بهتره بسیار سنگینانه بخوابم و همون ساعت نه ده بیدار شم.


۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۳۰
مانا

دوباره برگشتیم تهران

خداحافظی با صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی که تا از در می اومدم بیرون چشمم می افتاد بهش !

و سلام به السلام علیکم یا اولیاء الله و احبائه

*. تپه ی نورالشهداء در شهرک که تا از در می آم بیرون چشمم می افته بهش !

صد رحمت به اینترنت پارس آنلاین که همه اش ازش می نالیدیم

این جا چون خطوط مخابرات فیبر نوریه باید از مخابرات اینترنت می گرفتیم که سرعتش افتضاحه 

حس چرخوندن تصاویرو نداشتم !


۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۰۷
مانا