و عبور باید کرد...

بایگانی

فرا اعتماد به نفس

سه شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۲، ۰۵:۴۵ ب.ظ

اولاً من انشایم را با نام خدایی که جهان و جهانیان را با نظم و شکوه آفریده است شروع می کنم.


با دیدن این عکسا، که از دفترچه انشاء زهوار درفته ای گرفتم که تو اسباب کشی اخیر از توی آت و آشغال ها و کاغذ های باطله پیدا کردم و نمی دونم هم مال کدوم سال دبستان و احیانا راهنماییم هست،متوجه می شید که من عجب اعتماد به نفسی دارم که می خوام نویسندگی یاد بگیرم !





یاسر یاسر میثم...میثم به گوشم...این جا نقل و نبات می ریزن وحشتناک...کبوترا رو بفرستید !
واللللا..آخه مردم آزاری هم حدی داره...متاسفم که مردم ما این قدر بی شعورن که مراعات هیج چی رو نمی کنن...گوشم رفت از این همه صدای بمب و خمپاره و ترقه...عجب بساطیه ها...حقتونه که اون دنیا تو آتیش حق الناس هایی که امشب واسه خودتون جمع می کنین بسوزین !

۹۲/۱۲/۲۷
مانا

نظرات  (۲)

۲۹ اسفند ۹۲ ، ۰۹:۴۸ پلڪــــ شیشـہ اے
هعییییییییی گفتی ... چارشنبه سوری
انشات که خیلی خوب بود ...
این مال دبستان ،دست خطت هنو تکامل نیافته بوده ;)

۰۵ فروردين ۹۳ ، ۱۲:۴۰ سید محمد رضی زاده
و نکته قابل تأمل اینجاست که اگر چهارشنبه سوزی یک رسم اسلامی بود، چند نفر در این مرز و بوم خود را مقید به انجام این رسم می کردند؟
چقدر مقالات در رابطه با آسیب های اجتماعی و فرهنگی چهارشنبه سوزی نوشته می شد..؟ چقدر اسلام را به خرافات و عقب ماندگی متهم می کردند؟