و عبور باید کرد...

بایگانی

گرفت و گیر

سه شنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۲۱ ب.ظ

هی می گیره...هی ول می کنه...هی می گیره...هی ول می کنه...هی می گیره...هی ول می کنه...درد رو می گم...

۹۲/۰۸/۲۸
مانا

نظرات  (۷)

۰۱ آذر ۹۲ ، ۱۰:۱۱ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام خواهری

گیر و گرفت ...
یاد اون سکانس فیلم ماه رمضون افتادم ... مادرانه بود اسمش ؟!
دلت که یه جایی گیر باشه کل زندگیت نخ کش میشه ...
گیر و گرفت ها تبدیل به بندگی خالص و مشتی بشن برای 
خدا و ارباب و صاحب

گیرو گرفت هایی که هیچ وقت وِلِت ، ولمون نکنن

اما دردم اگه بگیر نگیر داشته باشه 
میره رو اعصاب 
درد دنباله دار یه جا آدم و خلاص میکنهِ راحت ...

البت خدا درمان دردهامون ، دردهاتون آبجی خودم ...
پناهت حضرت زهرا سلام الله علیها 

خداقوتت با اون دِل نازکت
یاعلی(صلوات برای فرج)
۰۱ آذر ۹۲ ، ۲۰:۱۱ خارج ازچارچوب
اصن همین خاصیتشه که رو عصابه!
«وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ»
«
لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى»
فقط
چادری
تفسیر می کند تو را ...

سلام

ان شاء الله خیر باشه

درد ما را نیست درمان الغیاث -------------- هجر ما را نیست پایان الغیاث
دین و دل بردند و قصد جان کنند ---------- الغیاث از جور خوبان الغیاث
در بهای بوسه‌ای جانی طلب -------------- می‌کنند این دلستانان الغیاث
خون ما خوردند این کافردلان --------------- ای مسلمانان چه درمان الغیاث
همچو حافظ روز و شب بی خویشتن ----- گشته‌ام سوزان و گریان الغیاث

درد ِ دل ...
درمانی هست ...
خودنمایی می‌کنه این‌جوری..
۱۴ آذر ۹۲ ، ۲۲:۲۵ مـَـ ه جَـبـیـטּ
نمی تونه کِ نگیره ..