و عبور باید کرد...

بایگانی

نجوا

دوشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۲۰ ب.ظ

داخل دانشگاهمون ( دانشگاه مالک اشتر ) روی یه برد یک جمله ای از حضرت آقا نوشتند و اون این هست : "من به این دانشگاه چشم امید دارم"

بر هیچ کسی پوشیده نیست هر کی که می خواد بیوفته تو حیطه ی جهاد علمی، همین جمله براش کافیه...

چند وقت پیش بود  در درد دلی با امام رضا علیه السلام با حضرت حرف می زدم که آقا هر شخص عالمی رو که می شناسم علمش رو از شما گرفته ، چی می شد به من هم این لیاقت رو پیدا بکنم تا به منم از این علم ها عطا بکنید، همون شب بود که خواب دیدم حرم حضرت امام رضا رو زیارت می کنم، در حالی که حضرت آقا هم کنارم هستند و دارن زیارت می کنن...اون موقع متوجه این خواب نشدم...تا این که این جمله رو بعد خواب، تو محوطه دانشگاه دیدم...این طور پیش خودم برداشت کردم که اگر علم می خوای برو بشو مرید سید علی...

اما وقتی پیش خودم فکر می کنم می بینم مثلا وقتی استادمون در مورد مدارهای ماهواره صحبت می کنه و این که یکی از ماهواره هایی که پرتاب کردیم مدارش در شعاع خیلی پایینی بود و کم کم شعاع مدارش کم شد و به جو برخورد کرد و منهدم شد و ما فعلا توانایی این رو نداریم که ماهواره هامون رو در مدارهایی به شعاع 300 الی 400 کیلومتری زمین بفرستیم تا دائما در حال گردش باشند،  هیچ انگیزه ای ندارم برای این که تمام تلاشم رو  روی این زمینه متمرکز بکنم که تحقیقم و تز پایان نامم مثلا در مورد این مشکل باشه تا در صورت موفقیت بلکه یک دردی از این مملکت دوا بشه...

شاید هم علتش این باشه که انتخاب رشته ی هوافضا برای کارشناسی ارشدم یک تاکتیک بود...یک تاکتیک دو ساله صرفا برای این که دهن دیگران رو ببندم و گند دوره ی فیزیکم فراموش بشه و مهم تر از همه اعتماد به نفس پیدا بکنم...

بر انگیزاننده ی اصلی خانواده علیه من و تفکراتم که وقتی من می گفتم روح من با دین و فلسفه و هنر توامان با هم، گره خورده می گفت تو منحرف و متعصبی، یعنی خواهرم، الان خودش زیست می خونه و به این نتیجه رسیده که باید بره سراغ رشته ای که به دردش بخوره، مثلا علوم تربیتی...رشته های علوم پایه برای کسایی مناسبه که می خوان دانشمند بشن و خدمتی به این سرزمین بکنند و گرنه این که بدونم اسم فلان سلول در فلان گل چیه و چی کار می کنه به چه درد من می خوره...

خلاصه من به خاطر جبهه گیری های زیاد جرئت نکردم حرف دلم رو بزنم...البته خیلی ها می گفتن مقاومت کن و برو سراغ خواسته ی دلت...همون طور که نظر خواهرم الان نسبت به خیلی چیزها عوض شده، منم اگر مقاومت می کردم نظر اون ها هم در طول زمان عوض می شد...اما از نظر اعتماد به نفس اصلا این به نفعم نبود که یکی دو سال دیگه تو خونه بشینم و درس بخونم تا بتونم از رشته ی مورد علاقه ی خودم انتخاب بشم، برای همین این راهکار رو انتخاب کردم...

نمی گم که رشته ای که الآن دارم می خونم رو دوست ندارم و خدای نکرده قراره بلای دوران فیزیکم سرش بیاد، نه خیلی هم دوستش دارم، مباحثش هم جز اون مباحثی هست که من بهش علاقه مندم اما چون رشته ای نیست که خواسته ی دل و درونم رو ارضاء بکنه، حرف آقا مشتعلم نمی کنه تا همه ی فکر و ذکر و زندگیم رو صرف پژوهش و تحقیق سفت و سنگین تو این زمینه بکنم و احیانا موفقیت هایی رو هم به دست بیارم...

در این حد می تونم درس بخونم که ان شاء الله نمرات خوبی کسب کنم، یک پایان نامه ای بنویسم و بعدش ان شاء الله به لطف خدا با داشتن یک مدرک کارشناسی ارشد، دیگه برم سراغ دل خودم...

علی ای حال خیلی خیلی خدا رو شاکرم که به صورت معجزه آسایی بهم لطف کرد و دوباره دانشجو شدم...


نیت الهی هم این وسط کشک !

۹۲/۰۷/۲۲
مانا

نظرات  (۱۲)

The last moment of glory in the Islamic Republic of Iran tried

سلام

البته این رو فراموش نکنین که حضرت امام چشم امیدی به شما ها نداشت .

امید من به شما دبستانیهاست . ( نگفت دانشجوها )

مثل همیشه زیبا و پر محتوا می تویسی

مواظب خودت باش

وقت کردی مارو هم دعا کن

موفق باشی

پس چرا اون داستان اولی رو ور داشتی ؟
پاسخ:
برنداشتم...مخفی شده
۲۵ مهر ۹۲ ، ۰۲:۴۴ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام 

اول اینکه تبریک زیاد رشته به این نازی قبول شدید
از اول هم بافیزیک دوست بودم خیلی دوست داشتم
اماخُب قسمت شد رفتیم رشته تجربی!
واقعا عالمی داره برای خودش با همه سختی که داره و به قول یکی میگفت رشته خشکیه ولی دوس داشتنیه!
خداقوتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درسته نشده اون رشته ای که دِلِت باهاش بوده بری ولی خوب الان که داری حوزه هم میخونی خودش خیلی عالیه! امتیاز بزرگیه! ویه بخشی از علاقت!
البت خوب سخته! این ناامیدشدن های اینجوری برای هررشته ای هست!ته دل آدم رو با نمیشه ها خالی میکنند!ولی علم دست خدا و امام زمانه شدن و نشدنش با ما نیست اگه جون بذاریم نتیجش میشه ممکن! البت گفتن آسون و قشنگه اما مهم عمل هست! (آیکون ابراز همدردی)

ان شاالله خدا توفیق روز افزون علم آموزی بهتون عنایت کنه!
دوستی فرمودند کتاب " یک " رو مطالعه بفرمایید خیلی صفاست! احتمالا خودتون خونده باشید ولی اگه نخوندید پیشنهاد میکنم بخونیدش! نوشته مسعود ناصری! از فیزیک دون ها هستن جناب دکتر

خداقوتت آبجی
یاعلی(صلوات برای فرج)




سلام.

یه چیز نوشته هاتون همیشه دوست داشتنیه

صداقت!



۲۹ مهر ۹۲ ، ۱۵:۰۲ مـَـ ه جَـبـیـטּ
» اینم یه دغدغه ی خوبی ه ..

موفق باشی 
.
۲۹ مهر ۹۲ ، ۲۲:۲۴ سید گمنام
سلام خواهری
توکل بر خدا
موفق باشی انشاالله..

۳۰ مهر ۹۲ ، ۲۳:۰۲ سجاد عبدی
سلام

خدا قوت ...

ــــــــــــــــــــــــــــ

در خدمتیم با حرفی با شاهین نجفی ملعون :)
محرم.نوشت:
چه کسی دیده لب اب بسوزد جگری؟

روی دست پدری جان بسپارد پسری؟

چه کسی دیده که لب تشنه ای از سوز عطش

اب در دست و ننوشد به هوای دگری؟
۰۵ آبان ۹۲ ، ۱۳:۴۹ طلبه امروزی
سلام
با مطلب " موسیقی " بروز هستم . در این مطلب از طریق ادله شرعی اثبات می شود که موسیقی غنایی با شرایطش جایز است . خلاصه اینکه حاوی نکاتی نوین و جدید است خصوصاً در موضوعات : رقص،آواز،حرکات موزون،موسیقی،خوانندگی زنان و... .
۱۰ آبان ۹۲ ، ۱۷:۳۱ چرهای ذهن من
سلام علیکم
تازه با وبتون آشنا شدم .خوشحال میشم که به منم سر بزنید.
التماس دعا
موفق باشید.
۱۱ آبان ۹۲ ، ۲۰:۵۳ خارج ازچارچوب
ناخودآگاه ذهنم رفت سمت "شهیدچمران" و "شهیدباکری". شاگردای مخلص امام (ره)