و عبور باید کرد...

بایگانی

صد نامه فرستادم و آن شاه سواران...

پنجشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۲، ۰۹:۴۱ ب.ظ

هیچ وقت تا به حل تو زندگیم حس نکردم که عید فطر عیده فکر می کنم  شاید به خاطر همین مسئله است که تا به حال جز یکی دو بار نماز عید فطر رو نخوندم  احتمالا  فقط  معدود افرادی که بهره ی کافی و وافی ! رو از این ماه بردند  می تونند چنین حس عمیقی رو نسبت بهعید بودن عید سعید فطر داشته باشن.
خودم به شخصه جدای از خسران دائمی مخصوص به این ماه تنها شاه کاری که در ماه مبارک امسال انجام دادم این بود که خدا توفیق داد و توی عمرم یک بار قرآن رو کامل ختم کردم فکرش رو نمی کردم نمی دونم چطور شد که  شد. قبلا ها روز اول جز اول رو می خوندم روز دوم ساعت دوازده شب جز دوم رو و از روز سوم کلا بی خیالش می شدم اما امسال به نیت ختم های مختلفی که برداشته بودم و انجامشون نداده بودم ختم کردم...ختم برای عموی مرحومم که مادربزرگم چند سال پیش گفته بود و نصفه رها کرده بودم ختمی که دوستم بهم داده بود و قبول کرده بودم و انجام نداده بودم ختمی که تو مشهد از یک خانومی گرفتم و نصفه رهاش کرده بودم ختمی که برای مادربزرگم می خواستم بخونم و ختمی که برای یه سایتی برداشته بودم و نصفه مونده بود و احتمالا چند تا ختم دیگه هم بوده که یادم نمی آد
 باشد که مورد قبول واقع شود و یکی هم خوندن  یک صفحه از دعای ابوحمزه  بعد از نماز های یومیه بود که بعد از 24 روز تموم شد تا  بالاخره ما تو عمرمون بفهمیم اصلا این دعایی که واقعا حسب حال گناه کارای بیچاره ای مثل منه  چی چی توش داره سال های قبل شروع می کردم و نصفه نیمه ولش می کردم

یک چیزی که برام جالبه این بود که سال های قبلی که این تصمیم ها رو می خواستم انجام بدم کاملا وقت داشتم بی کار بودم اما انجام نمی دادم اما امسال با وجود فشردگی وقت و رفت و آمد هر روزه ام به تهران و  آخر روز برگشتن به خونه تونستم شکر خدا به چنین موفقیت عظیمی ! دست پیدا کنم...ختم نهج البلاغه رو  هم به نیت شهید علم الهدی  شروع کرده بودم که این رو دیگه واقعا کم آوردم و نصفه رها شد.
یادمه  دو سه سال پیش تصمیم گرفته بودم هر روز بعد از نماز های یومیه یک صفحه از  قرآن کریم رو با معنیش و  با تدبر بخونم یعنی هر روزی اون صفحه پنج بار مرور می شد روز اول از سوره ی ممتحنه شروع کردم اما متاسفانه از روز دوم ولش کردم هنوز هم که هنوزه با این که دیگه معنی اون سوره رو دیگه نخوندم اما معنی اون صفحه یادمه و می دونم در مورد چی بود امیدوارم خدا کمک بکنه و بتونم این تصمیم رو عملیش بکنم شاید کمی ارتباط پیدا کردیم با قرآن !


یکی از دوستان بهم گفت عید رو بهت تبریک می گم انشاء الله سال دیگه همسرت فطریه ات رو بده...یعنی جز قشنگ ترین دعاهایی بود که واسم کرده بودناااا !
داداشم فردا انشاء الله می ره مشهد...هعییییییییییی...می خوام یه نامه برای امام رضا بنویسم تا لطف کنه و بندازه داخل ضریح...شاید فقط یک کلمه نوشتم...بفاطمة...

۹۲/۰۵/۱۷
مانا

نظرات  (۳)

عیدتون مبارک

طاعاتتون قبول

ان شاالله.

به یه بنده خدائی میگن چرا هیئت نمیای ؟

گفت وقت نمیکنم ... .

بهش میگن : چون هیئت نمیای وقت نمیکنی .

کسی  که وقتشو برای اینجور کارا خرج کنه هم وقتش برکت پیدا میکنه ،

هم اینکه راه نجاتشو هموار میکنه ان شاء الله .

مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق... گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است... هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم ...که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت...که در کمینگه عمرند قاطعان طریق
بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام ...حکایتیست که عقلش نمی‌کند تصدیق
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد...خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق
حلاوتی که تو را در چه زنخدان است...به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب...که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام ...ببین که تا به چه حدم همی‌کند تحمیق

رفیق یکی از اسماء خداست .