و عبور باید کرد...

بایگانی

سجیتکم الکرم...

چهارشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۷:۰۳ ب.ظ
مولا جان...کاش که لحظه ای فرض می کردی من هم همان شامی بدبخت مفلوک نادان بی دین و ایمانی هستم که نیازمند سفره ی اطعام خوان کریمانه ات دانستی ام...محتاجم باور کن...
۹۲/۰۵/۰۲
مانا

نظرات  (۶)

و کلبهم باسطٌ ذراعیه بالوصید...

بی دلی در همه احوال خدا با او بود --- او نمی‌دیدش و از دور خدایا می‌کرد

سلام

داش از کجا میدونی شاید همین الانش هم بیشتر از خیلی های دیگه هوامون رو دارن .

اگه نداشتن صداشون نمیکردیم ، اصلاً یادشون نمیکردیم

یه بار یه مشکلی داشتم سر اون مشکل باید دست به دامن چند نفر میشدم . قبل از اینکه به خوام به کسی رو به زنم خیلی عادی مثل بیسوادا ، خاکیه خاکی ، صداشون کردم ، دردمو گفتم ، تهدید هم کردم که انجام ندین مجبورم رو بزنم به بعضی ها که دوست ندارم ، قسم خوردن نداره ، دو سه ساعت نشد که یکی از بچه ها یه بدهی از قدیم به من داشت زنگ زد که کجایی امانتی رو بیارم برات . مونده بودم بخندم یا گریه کنم ، مطمئن باش اگه صدا کنی جواب میشنوی ، مطمئن باش . 

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی

 لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ

 کَبِّرْهُ تَکْبِیرا.

سلام آبجی زهرا شنیدم گردنبند درست می کنی .عکس شو بذار تو وبلاگ ببینیم.
آبجی یه عکس هایی دارم اونم کاردستی اگه ببینی حالا انشاا...وقتی اومدید بهت نشون میدم عکس کار دستی خیلی خوشگلن

 

باسلام و احترام دعوت می شوید

 به جز زیبائی ات

  چیزهای زیادی هستند

  که باید انتقال بدهی

  وراثت را از لبخندت شروع کن

  آنگاه که زخمهایم را می بندی

مهربانی ات را به ژن هایت تحمیل کن

 وقتی که باقیمانده ی سفره را

 در برف باغچه یِ خانه می تکانی

 و ای کاش خودت را می دیدی

 اوقاتی که پرده را کنار می زنی وُ

  شیشه ها را تمیز می کنی

  تا بفهمم که باران

  چقدر به خانه ی ما زیاد می آید

  کاش خودت را می دیدی

 که از هر طرف زیبایی

 و من چگونه از هر طرفی دوستت دارم

  کاش خودم را می دیدم

  وقتهایی که تو را می بینم.