و عبور باید کرد...

بایگانی

سنه ی هزار و سی صد و نود و اندی...

چهارشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۳، ۰۴:۵۵ ب.ظ

یادم نمی آد که تا به حال در مورد روز تولدم و این که مثلاً امروز همون روزی هست که به دنیا اومدم چیزی نوشته باشم چون خیلی اعتقاد و علاقه ای به این کار ندارم...

اما این دفعه به این دلیل دارم می نویسم چون از وقتی فهمیدم که 25 سالم تموم شده بهم شوک وارد شده و در واقع اصلاً نمی تونم باور بکنم که 25 سال از عمرم سپری شده و در واقع به هدر رفته...

اومدم بنویسم که مثل من نباشید که یک دفعه به خودتون بیاید و ببینید که چند سالی از عمرتون گذشته و هنوز خودتون متوجه اش نشده اید...

اتمام 25 سالگی شاید شروع سراشیبی عمر هر کسی باشه!

۹۳/۰۶/۰۵
مانا

نظرات  (۷)

۰۵ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۰۵ زهره سعادتمند
عمر پربرکت برات آرزومه
تبریک دوست عزیز و نجیب م :)
پاسخ:
ممنون زهره ی عزیز
می‌گن بیست و پنج قله‌ست. صعود قله رو تبریک می‌گم.
پاسخ:
خیلی ممنون.
۰۸ شهریور ۹۳ ، ۱۰:۳۵ پلڪــــ شیشـہ اے
تبریک 
ان شاءالله آنچه که تا الان آرزوی رسیدن بهش رو داشتی ،به لطف و کرم همون امام رضایی که خودت میدونی در همین سال جدید یهویی نصیبت بشه

عاقبت بخیر باشید بانو
(لبخند)
بازم که آرشیو رو برداشتین!

تبریک

به سلامتی باشه

۰۸ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۱۳ ابوالحسن جعفری پرچکوهی
سلام .

از شما ممنونم که تا الان با من همراه بودید . خیلی زحمت کشیدید .

من تا مدتی طولانی نیستم و وبلاگم تعطیله . هر وقت آمدم خبر میدهم .
این آخرین پستمه حتما اگه دوست داشتید بیایید .

خوش حال میشم .

یا علی .
تولدت مبارک! حالا هر چی می خواد باشه چه سراشیبی چه سرازیری چه قله!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">