و عبور باید کرد...

بایگانی

محو...

يكشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۲، ۰۳:۳۰ ب.ظ
دوست دارم قدم بزنم...با سرعت یک قدم بر ثانیه  سلانه سلانه و آروم آروم  راه برم و راه برم...اما مسیرم تا اون لحظه ای که عمرم به آخرش می رسه تموم نشه...به هیچ ایستگاه و توقف گاهی هم نرسم و هیشکی جلومو نگیره...از گرسنگی و تشنگی و خستگی هم خبری نباشه تا مجبور نشم وایستم...
با راه رفتن طوری توی دردای خودم حل می شم که حسشون نمی کنم...

مثل فضاپیمای وویجر1 که استاد دینامیک و کنترل پرواز فضاپیمامون گفت تازه از منظومه ی شمسی خارج شده و چندین هزار سال طول می کشه تا از جاذبه ی خورشید رها بشه و وارد فضای بین ستاره ای بشه...

۹۲/۰۷/۰۷
مانا

نظرات  (۵)

هدف چیه؟
پاسخ:
فراموشی !
استادتان اشتباه کرد. وویجر یک سال است که مشکوک است به رسیدن به فضای بین ستاره ای و یک هفته پیش اعلام کردند که مطمئن شده اند به رسیدنش به آنجا.
پاسخ:
حالا هر چی !
۰۸ مهر ۹۲ ، ۱۱:۰۷ سید گمنام
سلام خواهری
خیر است انشاالله..
پاسخ:
سلام گلم...

چه جالب!

پس یکی این کارو کرده(: فضاپیما رو میگم!

بعد آخرش چی میشه؟

پاسخ:
آخر سفر فضا پیما اینه که دنیا به آخر می رسه و قیامت می شه و اینا...
آخر سفر منم تموم شدن عمرمه !
۲۵ مهر ۹۲ ، ۰۳:۱۲ پلڪــــ شیشـہ اے
:(
من دلم میخواد روز و شب پشت هم بیاد کسی هم کاری به کارم نداشته باشه یه مدت بعد نیازی به خواب و خوراکم نباشه!