و عبور باید کرد...

عنوان نوشتنم نمی آد !

يكشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، ۰۵:۰۵ ب.ظ

بعد مدت ها باز به سیاهه ی صد تایی رمان رضا امیرخانی یه سری می زنم.از آخرین تصمیمی که گرفته بودم تا همه ی این رمان ها رو بخونم خیلی می گذره

اولین رمانی که از این لیست صد تایی از کتابخانه ی دانشگاه امانت گرفتم و خوندم کتاب خداحافظ گاری کوپر بود

رمان فوق العاده زیبایی که دو بار خوندمش و بعدا نشد بخرمش مطمئنم اگر داشتمش هر وقت احساس تنهایی و غریبگی با این دنیا می کردم می رفتم سراغش و می خوندمش

از وقتی که قیمت کتاب زیاد شده تمایلم به خریدن کتاب  کم که نه تقریبا به سمت صفر میل کرده

چند وقت پیش تو خیابون که داشتم با خودم فکر می کردم و چون همیشه تفکرات و تصمیم گیری های من موقع پیاده روی شکل می گیره و از اونجایی که خیلی وقته پیاده روی نمی کنم یعنی موقعیتش پیش نمی آد که بتونم تنهایی قدم بزنم تصمیم گیری و فکر کردن هم از زندگی من رخت خودش رو جمع کرده و رفته

اینو داشتم می گفتم پیاده روی می کردم و به این فکر می کردم که میزان مطالعه ام خیلی افت کرده آخرین کتابی که خوندم برمی گرده به یکی دو سال پیش

با خودم تصمیم گرفتم لا اقل دوباره برگردم سراغ مجله داستان همشهری که به خاطر کنکور و درس خوندن یک سالی بود که نمی خریدمش تا از حیطه ی داستان خوندن عقب نیوفتم همون طوری که قدم می زدم متوجه دکه ای نزدیک خودم شدم رفتم و یک جلد از مجله رو برداشتم طبق معمول اول به قیمتش نگاه کردم دیدم شده 3500 قیمت چندان زیادی نبود برای تهیه ی یک مجله با کلی داستان های متنوع در ماه اما از آنجایی که من وقتی قیمت مجله 2000 تومن بود هم به زور می خریدمش از خریدنش صرف نظر کردم

الآن به این صرافت افتادم که برگردم به زندگی الکترونیکی خودم. به اون وقت هایی که رمان های هزار و دو هزار صفحه ای با فرمت جاوا رو با گوشی کوچیک w200 خودم می خوندم و از مطالعه کردن و داستان خوندن عقب نمی افتادم.

اومده بودم اینو بنویسم یادم رفت کسی می تونه نظر منو در مورد رمان جنگ و صلح عوض کنه؟ داداشم پارسال از نمایشگاه خریدش تقریبا جلد یکش رو خوندم کم مونده بود تموم بشه گذاشتمش کنار هیچ جذابیتی برام نداشت کتاب فقط پر بود از رفت و آمد آدم ها و گفتگوهای سیاسی و تاریخی  که من ازش سر در نیاوردم

الآن هم من و هم برادرم این حس رو داریم که پولمونو بابت خریدش انداختیم دور. فک کن !

 احتمالا فقط خود جناب امیرخانی می تونه نظرمو نسبت به این رمان عوض کنه چون تو این سیاسه نوشته که چهار باری خوندتش و احتمالا تا الآن که چند سال از نوشتن این سیاه می گذره دفعات خوندنش به ده بیست بار هم رسیده !

۹۲/۰۳/۱۲
مانا

نظرات  (۱)

چقد دلم میخواد کتاب بخونم.از نوع غیر درسی ش !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">