و عبور باید کرد...

بایگانی

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

کی قراره عادت کنم به این که از صبح تا پاسی از شب تنها باشم

کی قراره عادت کنم به این که شب تا صبح تنها و با ترس بخوابم

کی قراره عادت کنم به صدای تق و توق در و دیوار و از جا نپرم
کی قراره عادت کنم به این که همسر وقتی پاسی از شب هم اومده خونه هنوز کارش تموم نشده
کی قراره عادت کنم به این که روز تعطیلی وجود نداره
کی قراره عادت کنم به این که گشت و گذار دو نفره ای وجود نداره
کی قراره عادت کنم به این که فرصت صحبت های مشترک یا دو نفره نیست
کی قراره عادت کنم به این که وابسته نباشم
کی قراره عادت کنم به این که خودم به تنهایی قوی باشم و نیازمند کسی نباشم 
کی قراره عادت کنم به خاطر وقت کم همسر بهش اوقات تلخی نکنم
کی قراره عادت کنم به خاطر این اوقات تلخیا بیشتر بدهکار دونسته بشم تا طلبکار
باید عادت کنم
چاره ای نیست
خودم کسی رو انتخاب کردم که رشد کردن براش مهم باشه پس باید جورشم بکشم
خودم قبول نکردم یه کارمند ساده ی پشت میز نشین باشه و ترغیبش کردم به جاهای بزرگ تر فکر کنه
اما فکر نمی کردم ظرفیتش رو نداشته باشم
فکر نمی کردم مردا وقتی همه ی فکر و ذکرشون کار و رشد می شه دیگه همه ی فکر و ذکرشون کار و رشد می شه
خودم شخصیت تنها و درون گرایی دارم که با کسی دوست نیستم نه به دیدن کسی می رم نه کسی به دیدنم میاد جالبه که انقدر به تنهایی خو گرفتم که از تو جمع بودن هم فراری ام پس کسی رو نباید ملامت کرد
من درون گرا و همسر سرشلوغ معلومه که کسی در این خونه رو نمی زنه
دیگه از قم خسته شدم
کاش تهران بودم هی می رفتم خونه ی مامانم اینا یا اونا می اومدن خونه ی ما
تنها کسی که باهاش صمیمی ام و همیشه دوس دارم باهاش باشم خواهرمه که اونم بهم نزدیک نیست
حیف که دیر فهمیدم هیچ کس جای اونا رو واسم نمی تونه بگیره
کاش عادت کنم...

۰ نظر ۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۸:۴۹
مانا